ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1291

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كسى را كه دوست دارم به آفريدگار سوگند مىخورم كه هر شب تصوير « خيال شب » خود را تا سحرگاهان بسوى من مىفرستد . اى آتش عشق ! شب هنگام شعله‌ور شو تا مگر روشنائى شعله‌ات او را رهبرى كند . و بايد دانست كه ذوق معرفت بلاغت در هر لهجه و زبانى تنها براى كسى حاصل مىشود كه در آن زبان ممارست كند و بسيار آن را به كار برد و در ميان طوايف اهل آن زبان بگفتگو پردازد تا چنان كه دربارهء لغت عرب ياد كرديم ملكهء آن براى وى حاصل آيد چنان كه « مثلا » نه اندلسى ميتواند بلاغتى را كه در شعر اهل مغرب است درك كند و نه مغربى ممكن است بلاغت شعر اندلسى و شرقى را دريابد و نه شرقى قادر است بلاغت شعر اندلسى و غربى را بفهمد ، زيرا زبان محلى در هر ناحيه‌اى با ناحيهء ديگر متفاوت است و داراى تركيبات مختلف مىباشد و مردم هر شهرى بلاغت زبان محلى خود را درمييابند و ذوق زيبائيهاى شعر نژاد و تبار خود آن قوم در آنان حاصل مىشود . و از آيات خدا آفريدن آسمانها و زمين و اختلاف زبانها است و رنگهاى شما البته آيتهائى براى جهانيان است [ 1 ] . و نزديك بود از مقصد خود خارج شويم و از اين رو بر آن شديم عنان سخن را كه از دست رها شده بود و كميت سخن را كه عنان گسيخته مىرفت بگيريم و واپس كشيم و بموضوع اين كتاب نخست خاتمه دهيم چه موضوع آن طبيعت اجتماع و حوادثى است كه در آن روى ميدهند و ما دربارهء مسائل آن به حدى كه گمان ميكنيم كافى باشد بطور جامع و وافى گفتگو كرديم و شايد كسانى كه پس از ما بيايند و از جانب خدا به انديشهء درست و دانش آشكار و روشن مؤيد باشند بيش از آنچه ما در اين باره نوشتيم در مسائل آن كنجكاوى و تعمق كنند ، چه مبتكر و استنباط كنندهء يك فن ملزم نيست در مسائل آن پيجوئى كند و بنهايت برسد ، بلكه او بايد موضوع

--> [ 1 - ) ] اشاره به : وَ من آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ 30 : 22 س 30 : ( روم ) - آ : 21